سلام بر همه همکلاسیها؛
امروز نخستین کلاس این ترمم برگزار شد. کلاس خوبی بود ؛ گرچه طبق معمول ، دوستان عزیز و همکار « ایرانی بازی » زیاد درآوردند و خیلی غرغر ( و قرقر ) کردند ، اما من خیلی کیف کردم. و به کلاس خیلی امیدوارم.
«ایرانی بازی » اصطلاح من است برای رفتارهای بسیار غیرعلمی در محیط های علمی و ازجمله در کلاسها ! من آن قدر این اصطلاح را بهکار خواهم برد که این گونه رفتارهای غیرعلمی که در شأن ایرانی و مسلمانی ما نیست رخت بربندد.
بدترین « ایرانی بازی » ما آن است که در همه کلاسها به محض شنیدن کاری که بوی کمترین تلاش را بدهد ، شروع میکنیم به دادوبیداد و همهمه راهانداختن و شلوغ کردن! که درچنین مواقع بحرانی ، بهآرامش برگرداندن کلاس بحر در کوزه کردن است.
اما من بازهم امیدمندم و شادمان که با تنبلی ملی دارم مبارزه میکنم.
متأسفانه ما عادت ملیمان شده که همه بدیها و تنبلیها را هم به گردن استادان قبلی بیندازیم! که حتی درصورت صحت و دقت ، از سلامت اخلاقی برخوردار نیست.
فرض کنید: درست باشد و کمکاری ما به استادان پیشین ـبنا به هردلیل ـ مربوط باشد ـ که اکثرا یا نیست یا دست کم دو طرفهاست و با رضایت همیشگی دانشجوی ایرانی عزیز عاشق « ایرانی بازی » همراه است؛ حالا که کسی پیدا شده و از شما میخواهد به تعهد ملی و انسانی و شخصی تان برای بهروز بودن ، سرسوزنی یاری رساند و شما را به گامی فراپیش رفتن فرا میخواند ، این گام را شادمانه بردارید:همین.
به هرحال قرارهای مهمی باهم گذاشتیم ؛ مثلا این که کلاس ما کلاس 2.0 است ( که این مفهوم را در ارسال (پست)های بعدی بیشتر توضیح خواهم داد ) و در کلاس 2.0 همه همکلاسیاند و استاد و شاگرد نداریم! و این از سرتواضع نیست بلکه اجبار است و در کلاس 2.0 نمیتواند غیر ازاین باشد.
در ارسالهای بعدی درمورد وظائف همکلاسیها بیشتر خواهم گفت.
بازهم شادمانیم را افزون میکنم و میگویم از کلاس لذت بردم و بسیار به خروجیهای آخر بهار / جوجههای آخرپاییز این کلاس دلبستهام.یاعلی.